1
دانشجوی دکتری روانشناسی عمومی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2
استادیار، گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
10.30473/jpsy.2025.72127.1071
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ترومای سازمانی و بیحوصلگی شغلی در پیشبینی کیفیت زندگی کاری کارکنان دانشگاه پیام نور انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه پیام نور استان تهران در سال 1403 بود که از بین آنها 100 نفر با استفاده از روش نمونهگیری دردسترس و غیرتصادفی بهعنوان نمونه انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای کیفیت زندگی کاری والتون (1981)، ترومای سازمانی گلاوندی و اشرفی سلیمکندی (2019) و بیحوصلگی شغلی لی (1986) جمعآوری شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از روش تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که ترومای سازمانی و بیحوصلگی شغلی قادر به پیشبینی کیفیت زندگی کاری بودهاند (05/0>p) و در مجموع 9/38 درصد از واریانس کیفیت زندگی کاری را تبیین میکنند. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که ترومای سازمانی و بیحوصلگی شغلی نقش معناداری در پیشبینی کیفیت زندگی کاری دارند و لزوم توجه به این عوامل برای افزایش کیفیت زندگی کاری در کارکنان ضروری به نظر میرسد.
آیینی, مریم و مصطفائی, علی . (1404). نقش ترومای سازمانی و بیحوصلگی شغلی در پیشبینی کیفیت زندگی کاری کارکنان دانشگاه پیام نور. فصلنامه علمی روانشناسی کار, 4(1), 57-64. doi: 10.30473/jpsy.2025.72127.1071
MLA
آیینی, مریم , و مصطفائی, علی . "نقش ترومای سازمانی و بیحوصلگی شغلی در پیشبینی کیفیت زندگی کاری کارکنان دانشگاه پیام نور", فصلنامه علمی روانشناسی کار, 4, 1, 1404, 57-64. doi: 10.30473/jpsy.2025.72127.1071
HARVARD
آیینی, مریم, مصطفائی, علی. (1404). 'نقش ترومای سازمانی و بیحوصلگی شغلی در پیشبینی کیفیت زندگی کاری کارکنان دانشگاه پیام نور', فصلنامه علمی روانشناسی کار, 4(1), pp. 57-64. doi: 10.30473/jpsy.2025.72127.1071
CHICAGO
مریم آیینی و علی مصطفائی, "نقش ترومای سازمانی و بیحوصلگی شغلی در پیشبینی کیفیت زندگی کاری کارکنان دانشگاه پیام نور," فصلنامه علمی روانشناسی کار, 4 1 (1404): 57-64, doi: 10.30473/jpsy.2025.72127.1071
VANCOUVER
آیینی, مریم, مصطفائی, علی. نقش ترومای سازمانی و بیحوصلگی شغلی در پیشبینی کیفیت زندگی کاری کارکنان دانشگاه پیام نور. فصلنامه علمی روانشناسی کار, 1404; 4(1): 57-64. doi: 10.30473/jpsy.2025.72127.1071