تبیین مدل ساختاری پذیرش فناوری آموزشی در دانشجومعلمان بر اساس ذهنیت فلسفی: نقش میانجی خودکارآمدی فناورانه و سرزندگی تحصیلی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 گروه علوم انسانی ،دانشگاه پیام نور مرکز همدان

10.30473/jpsy.2026.77359.1111

چکیده

هدف پژوهش حاضر، تبیین و آزمون مدل ساختاری پذیرش فناوری آموزشی در دانشجومعلمان بر اساس ذهنیت فلسفی با نقش میانجی خودکارآمدی فناورانه و سرزندگی تحصیلی بود. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی–همبستگی و مبتنی بر مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۴ بود که از میان آن‌ها ۱۴۵ نفر به روش تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه ذهنیت فلسفی مبتنی بر چارچوب Smith (1956)، پرسشنامه خودکارآمدی فناورانه بر پایه Bandura (1997)، مقیاس سرزندگی تحصیلی بر پایه Martin & Marsh (2008) و پرسشنامه پذیرش فناوری بر پایه مدل Davis (1989) بود که روایی و پایایی آن‌ها تأیید شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS (نسخه ۲۶) و AMOS (نسخه ۲۴) انجام گرفت. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است (RMSEA=0.061; CFI=0.93). ذهنیت فلسفی بر خودکارآمدی فناورانه (β=0.53; p<0.001)، سرزندگی تحصیلی (β=0.47; p<0.001) و پذیرش فناوری آموزشی (β=0.41; p<0.001) اثر مستقیم و معنادار داشت؛ اثر خودکارآمدی فناورانه (β=0.36; p<0.001) و سرزندگی تحصیلی (β=0.29; p<0.001) بر پذیرش فناوری نیز تأیید شد. همچنین اثر غیرمستقیم ذهنیت فلسفی بر پذیرش فناوری از مسیر خودکارآمدی فناورانه (β=0.19) و سرزندگی تحصیلی (β=0.14) با روش بوت‌استرپ معنادار بود. یافته‌ها بیانگر آن است که توجه هم‌زمان به ابعاد فلسفی و روان‌شناختی در برنامه‌های تربیت معلم، می‌تواند زمینه‌ساز پذیرش پایدار و اثربخش فناوری آموزشی در میان معلمان آینده باشد.

کلیدواژه‌ها